ماه بالای سرآبادیست
یه ماه خوشگل که داره ازپشت کوه ها بیرون میاد ...شبی که باد خنکی با شدت میوزه ومیاد تواتاق.. الان از مسجد برگشتم...هوا بس خنک بود... همسری باشگاه ست....ومن وتوبازتنها شدیم خداجووووون امروز غروب تا مزار شهدا پیاده روی کردم.. اونجا با بابا کلی درد ودل کردم...خیلی خوبه وقتی خلوته میری اونجا...تویی وبابا ..تنهای تنها...بدون اینکه بترسی کسی بغضتوببینه... الهی شکرت... نمیدونم چه جوری کمکات رو جبران کنم عزیزدلممممممممممم...میدونم که هیچ وقت جبران نمیشن..این حس خوب ..این احساس آرامش وعاشق بودن روازتودارم ...یادم نمیره سرقضیه خانوم اعرابی توبودی کمکم کردی ...توبودی که نجاتم دادی...توبودی ...توبودی وهستی و خواهی بود...از روزی که خلقم کرد...
نویسنده :
مامانی
21:5

